تبلیغات
20 باکس بیا بـ ا هـ م باشیم - مطالب hamed

خواستن و عمل کردن

گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...

نویسنده :hamed
تاریخ:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391-08:22 ق.ظ

گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...

گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پدرم می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،
ببینی كه ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی
در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

لازم است گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنكه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد.
یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت و عمرت ارزش دارد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

با تشکر از : مریم اصغری



ایران !!!

نویسنده :hamed
تاریخ:چهارشنبه 10 اسفند 1390-10:23 ق.ظ

نشانه های قحطی در ایران !!!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد!
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...
برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

قحطی همدلی؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...



با تشکر از ارسال : خانم زهرا مودب




بیا با هم باشیم "نگرش"

نویسنده :hamed
تاریخ:جمعه 14 بهمن 1390-08:15 ق.ظ

حقیقتی کوچک از نگرش صحیح

لطفا با دقت مطالعه فرمایید

گروه

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند

اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

آیا برای خوشبختی و موفقیت تنها تلاش سخت كافیست؟
تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+R+K
8+1+18+4+23+15+18+11= 98 %

آیا دانش صد در صد ما را به موفقیت می رساند؟
دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+D+G+E
11+14+15+23+12+5+4+7+5= 96 %

عشق چگونه ؟
عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5= 54 %

خیلی از ما فکر می کردیم که اینها مهمترین باشند، مگه نه ؟!
پس چه چیز 100 % را می سازد ؟؟؟

پول ؟
پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72 %

نه
اینها كافی نیستند، پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟!
.
.
.
نگرش (Attitude)
A+T+T+I+T+U+D+E
1+20+20+9+20+21+4+5= 100 %



آری !
اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم
زندگی 100% خواهد شد
نگرش، همه چیز را عوض می کند
نگاهت را تغییر بده و چشمهایت را دوباره بشوی
همه چیز عوض می شود




نرون و برتا:داستانک:

نویسنده :hamed
تاریخ:شنبه 24 دی 1390-12:01 ب.ظ

نرون و برتا
ایتالو کالوینو

این برتا، زن فقیری بود که کاری نمی‌کرد جز نخ‌ریسیدن. چون که ریسنده‌ی ماهری بود. به روز که داشت می‌رفت، برخورد به نرون امپراتور روم و بهش گفت: «خدا اون‌قدر بهت سلامتی بده که بتونی هزار سال زندگی کنی!»
نرون که سنگدل بود و هیچ‌کس چشم دیدن‌ِ‌شو نداشت، وقتی شنید کسی براش آرزوی زندگی‌ِ هزارساله می‌کنه، تعجب کرد و گفت: «ای زن مهربون، چرا این حرفو بهم می‌زنی؟»
«چون که بعد از هر آدم بدی، یکی بدتر می‌یاد.»
بنابراین نرون گفت: «خب، حالا هرچی از امروز تا فردا صبح ریسیدی، برام بیار به قصر.» و گذاشت و رفت.
برتا همین‌طور که می‌ریسید به خودش می‌گفت:‌ »این رشته‌رو می‌خواد چی کار کنه؟ نکنه فردا که اینو براش بردم، باهاش دارم بزنه! از اون آدم بی‌رحم هرچی بگی برمی‌یاد!»
فردا صبح سرِوقت رفت به قصر نرون. نرون بهش اجازه‌ی ورود داد و تمام رشته‌هایی رو که ریسیده بود، ازش گرفت. بعد بهش گفت: «سر این کلافو ببند به درِ قصر و تا جایی که جا داره برو جلو. بعد مسئول قصرو صدا کرد و بهش گفت: «تا جایی که این رشته می‌ره، از این طرف و اون طرف جاده، همه‌ش مال اون زنه.»
برتا ازش خیلی تشکر کرد و خوشحال و خندون از اون‌جا رفت. از اون روز به بعد، دیگه احتیاجی به ریسیدن نداشت. چون که دیگه یک خانوم شده بود. وقتی که این خبر به رم رسید، همه‌ی زن‌هایی که دست‌شون به دهن‌شون می‌رسید، رفتند پیش نرون. به این امید که هدیه‌ای مثل مال برتا نصیب‌شون بشه.
اما نرون بهشون گفت: «دیگه گذشت اون زمانی که برتا نخ می‌ریسید.»

----------------------------------------
۱. این داستان کوتاه، توضیحی است بر دو مثل عامیانه. یکی: پیرزنی که برای نرون گریه می‌کرد و دیگری: گذشت اون زمانی که برتا نخ می‌ریسید.


برگرفته از كتاب:
كالوینو، ایتالو؛ افسانه‌های ایتالیایی؛ برگردان محسن ابراهیم؛ چاپ نخست؛ تهران: مركز 1389.



جذاب دیدنی زیبا "ویژن"

نویسنده :hamed
تاریخ:چهارشنبه 21 دی 1390-09:36 ب.ظ

نمایی نزدیک از کارخانه خودروسازی لامبورگینی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


لامبورگینی یکی از معتبرترین شرکت های اتومبیل سازی در دنیا است. این شرکت خودروساز در سال 1963 تاسیس شد و از همان ابتدا کار را روی هیجان و سرعت اتومبیلرانی متمرکز کرد. اما این شرکت علیرغم به دست آوردن طرفداران زیاد؛ در طی سال ها کم کم افت کرد و نتوانست به عنوان یک شرکت منسجم و مطمئن، اطمینان خریداران را جلب کند ولی وقتی آلمان وارد صحنه شد، اوضاع تغییر کرد.

شرکت آلمانی آئودی؛ لامبورگینی را خرید و شروع به توسعه و ساخت ماشین های با کیفیتی کرد که توانستند نام لامبورگینی را بالا برده و آن را به یک برند فوق العاده در ساخت سوپرماشین ها تبدیل کنند. البته آلمانی ها دوست نداشتند هویت ایتالیایی لامبورگینی را تغییر دهند. پس لامبورگینی در ایتالیا باقی ماند.

مهندسی آلمانی نه تنها روی پلتفرم ماشین ها تاثیر گذاشت، بلکه نحوه پژوهش، ساخت و به کارگیری فناوری های جدید در سوپر ماشین ها را هم به کلی تغییر داد. در این مطلب می خواهیم سری به لامبورگینی بزنیم تا ببینیم این کارخانه چه مراحلی را تا نهایی کردن یک محصول می پیماید.
 

بگذارید اول سری به ساختمان کارخانه بزنیم. ساختمان بزرگتر شیشه ای، مدرن تر است. اما ساختمان سفیدی که در سمت راست می بینید، توسط فررنچو لامبورگینی، موسس این شرکت گشایش یافته است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تصویر زیر مونتاژ قسمت جلوی بدنه فیبر کربنی را نشان می دهد که دارد به کابین پیوند می خورد. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم انداخت به مراحلی که بعد از کامل شدن طراحی اولیه یک محصول انجام می شوند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه مطلب


ایـــران و ایـرانی به روایـت تـصویـر

نویسنده :hamed
تاریخ:شنبه 17 دی 1390-07:15 ب.ظ

ایـــران و ایـرانی به روایـت تـصویـر


فرهنگ ایرانی به شدت غنی بوده و مملو از ظرافت هایی است که بسیاری از فرهنگهای حاکم بر کشورهای پیشرفته فاقد آن هستند.  گذشته از این تاریخ ایران هم با پیشینه ای از تمدن‌های کهن همراه است که اصالت خود را در سرفصل های متعدد جهانی مطرح میسازد.



شعاع نور ماه را می توان از پشت برج میلاد در تهران دید (عکس از رویتر)




زنان شیعه مسلمان ایرانی در میدان تاریخی نقش جهان اصفهان در روز عید فطر بمناسبت پایان ماه مبارک رمضان (عکس از گتی ایمیج)

ادامه عکس های متنوع در ادامه مطلب
ادامه مطلب


هنرنمایی با کبریت سوخته!

نویسنده :hamed
تاریخ:سه شنبه 13 دی 1390-09:47 ق.ظ

هنرنمایی های عجیب با کبریت سوخته!

 


همه تصاویر جالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب


انسان

نویسنده :hamed
تاریخ:جمعه 9 دی 1390-06:30 ب.ظ

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه !



ensan






  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7