بیا با هم باشیم "نگرش"
حقیقتی کوچک از نگرش صحیح
لطفا با دقت مطالعه فرمایید
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند
اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
آیا برای خوشبختی و موفقیت تنها تلاش سخت كافیست؟
تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+R+K
8+1+18+4+23+15+18+11= 98 %
آیا دانش صد در صد ما را به موفقیت می رساند؟
دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+D+G+E
11+14+15+23+12+5+4+7+5= 96 %
عشق چگونه ؟
عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5= 54 %
خیلی از ما فکر می کردیم که اینها مهمترین باشند، مگه نه ؟!
پس چه چیز 100 % را می سازد ؟؟؟
پول ؟
پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72 %
نه
اینها كافی نیستند، پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟!
.
.
.
نگرش (Attitude)
A+T+T+I+T+U+D+E
1+20+20+9+20+21+4+5= 100 %
آری !
اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم
زندگی 100% خواهد شد
نگرش، همه چیز را عوض می کند
نگاهت را تغییر بده و چشمهایت را دوباره بشوی
همه چیز عوض می شود
نرون و برتا:داستانک:
نرون و برتا
ایتالو کالوینو
این برتا، زن فقیری بود که کاری نمیکرد جز نخریسیدن. چون که ریسندهی ماهری بود. به روز که داشت میرفت، برخورد به نرون امپراتور روم و بهش گفت: «خدا اونقدر بهت سلامتی بده که بتونی هزار سال زندگی کنی!»
نرون که سنگدل بود و هیچکس چشم دیدنِشو نداشت، وقتی شنید کسی براش آرزوی زندگیِ هزارساله میکنه، تعجب کرد و گفت: «ای زن مهربون، چرا این حرفو بهم میزنی؟»
«چون که بعد از هر آدم بدی، یکی بدتر مییاد.»
بنابراین نرون گفت: «خب، حالا هرچی از امروز تا فردا صبح ریسیدی، برام بیار به قصر.» و گذاشت و رفت.
برتا همینطور که میریسید به خودش میگفت: »این رشتهرو میخواد چی کار کنه؟ نکنه فردا که اینو براش بردم، باهاش دارم بزنه! از اون آدم بیرحم هرچی بگی برمییاد!»
فردا صبح سرِوقت رفت به قصر نرون. نرون بهش اجازهی ورود داد و تمام رشتههایی رو که ریسیده بود، ازش گرفت. بعد بهش گفت: «سر این کلافو ببند به درِ قصر و تا جایی که جا داره برو جلو. بعد مسئول قصرو صدا کرد و بهش گفت: «تا جایی که این رشته میره، از این طرف و اون طرف جاده، همهش مال اون زنه.»
برتا ازش خیلی تشکر کرد و خوشحال و خندون از اونجا رفت. از اون روز به بعد، دیگه احتیاجی به ریسیدن نداشت. چون که دیگه یک خانوم شده بود. وقتی که این خبر به رم رسید، همهی زنهایی که دستشون به دهنشون میرسید، رفتند پیش نرون. به این امید که هدیهای مثل مال برتا نصیبشون بشه.
اما نرون بهشون گفت: «دیگه گذشت اون زمانی که برتا نخ میریسید.»
----------------------------------------
۱. این داستان کوتاه، توضیحی است بر دو مثل عامیانه. یکی: پیرزنی که برای نرون گریه میکرد و دیگری: گذشت اون زمانی که برتا نخ میریسید.
برگرفته از كتاب:
كالوینو، ایتالو؛ افسانههای ایتالیایی؛ برگردان محسن ابراهیم؛ چاپ نخست؛ تهران: مركز 1389.
جذاب دیدنی زیبا "ویژن"
نمایی نزدیک از کارخانه خودروسازی لامبورگینی بگذارید اول سری به ساختمان کارخانه بزنیم. ساختمان بزرگتر شیشه ای، مدرن تر است. اما ساختمان سفیدی که در سمت راست می بینید، توسط فررنچو لامبورگینی، موسس این شرکت گشایش یافته است.
لامبورگینی یکی از معتبرترین شرکت های اتومبیل سازی در دنیا است. این شرکت خودروساز در سال 1963 تاسیس شد و از همان ابتدا کار را روی هیجان و سرعت اتومبیلرانی متمرکز کرد. اما این شرکت علیرغم به دست آوردن طرفداران زیاد؛ در طی سال ها کم کم افت کرد و نتوانست به عنوان یک شرکت منسجم و مطمئن، اطمینان خریداران را جلب کند ولی وقتی آلمان وارد صحنه شد، اوضاع تغییر کرد.
شرکت آلمانی آئودی؛ لامبورگینی را خرید و شروع به توسعه و ساخت ماشین های با کیفیتی کرد که توانستند نام لامبورگینی را بالا برده و آن را به یک برند فوق العاده در ساخت سوپرماشین ها تبدیل کنند. البته آلمانی ها دوست نداشتند هویت ایتالیایی لامبورگینی را تغییر دهند. پس لامبورگینی در ایتالیا باقی ماند.
مهندسی آلمانی نه تنها روی پلتفرم ماشین ها تاثیر گذاشت، بلکه نحوه پژوهش، ساخت و به کارگیری فناوری های جدید در سوپر ماشین ها را هم به کلی تغییر داد. در این مطلب می خواهیم سری به لامبورگینی بزنیم تا ببینیم این کارخانه چه مراحلی را تا نهایی کردن یک محصول می پیماید.

تصویر زیر مونتاژ قسمت جلوی بدنه فیبر کربنی را نشان می دهد که دارد به کابین پیوند می خورد. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم انداخت به مراحلی که بعد از کامل شدن طراحی اولیه یک محصول انجام می شوند.
![]()
ادامه مطلب
ایـــران و ایـرانی به روایـت تـصویـر
ایـــران و ایـرانی به روایـت تـصویـر

شعاع نور ماه را می توان از پشت برج میلاد در تهران دید (عکس از رویتر)
زنان شیعه مسلمان ایرانی در میدان تاریخی نقش جهان اصفهان در روز عید فطر بمناسبت پایان ماه مبارک رمضان (عکس از گتی ایمیج)
ادامه مطلب
هنرنمایی با کبریت سوخته!
انسان
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه !

بهترین آثار طراحی خیابانی در سال 2011
شب یلـــــدا، بلندترین شب سال
یلــدا
شب یلــدایی دیگر در راه است ...
یلدا، همان یلدائیست که همواره در نزد ایرانیان گرامی داشته شده است البته با اینكه امروزه تعدادی از مولفه های ویژه این رسم كهن چون گرد كرسی نشستن و شاهنامه خواندن رو به فراموشی گذارده اما هنوز هر ایرانی می كوشد بارقه های اصلی این آیین را حفظ كند. ایران كشوری با فرهنگی غنی است كه مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای كه در آن زیست می كنند هر یك برای برگزاری سنت های كهن آداب خاص خود را دارند. ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت های خدایی می پنداشتند و آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین كهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانواده ها برگزار میشود.
برگزاری مراسم یلدا، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیك محدود میشود. شب یلدا یا شب چله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد یعنی از شب یلدا طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود و در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می كشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و نور ایزدی را ستایش كنند.
یلدا برای بچه ها، آجیل و طعم هندونه س
ولی برا بزرگترا، یه خاطره، یه نشونه س
یلدا شب ولادته؛ این جوره تو نوشته ها
خورشید و دنیا می آرن، تو دل شب فرشته ها
فرشته های مهربون، فرشته های نازنین
از اوج ِ اوج ِ آسمون، میان پایین، روی زمین
شبیه دونه های برف، روی درختا می شینن
تا خورشید و بغل کنن، تا صُب یه وختا می شینن
قصه میگن برای هم؛ گر چه شبیه قصه نیس
قصه اون ها مثل ما، نون و پنیر وپسّه نیس
میگن: یه شب از آسمون پولک آبی می باره
تا دم دمای صب بشه برف حسابی می باره
وقتی گمون نمی کنی، ستاره ای پر می زنه
یه آفتاب مهربون، از تو افق سر می زنه
یه شب، تو اوج تیرگی، ستاره رو نشون می دن
تو دل شب، شب سیا ، صُب می شه و اذون می گن
می آد و مرهم می ذاره به ساقهّ ملخ زده
نماز حاجت بخونید، مردم شهر یخ زده!
شب یلـــــدا، بلندترین شب سال
و اولین روز زمستون پیشاپیش گرامی باد
تبلیغات










